conniving

con·niv·ing/kəˈnaɪ.vɪŋ/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more connivingsuperlative (عالی): most conniving

صفت — توطئه‌گر

توطئه‌گرهمدست

به طور مخفیانه نقشه کشیدن یا همدستی کردن، معمولاً برای کارهای بد یا نادرست.

Secretly plotting or conspiring, usually to do something harmful or dishonest.

«سناتور همدست علیه رقبایش نقشه کشید.»

The conniving senator plotted against his rivals.

«او به من نگاهی توطئه‌گرانه داد.»

She gave me a conniving look.

تفاوت با واژه‌های مشابه
schemingنقشه‌کش

متداول. برنامه‌ریزی اقدام‌های مخفی و ضرررسان، معمولاً قابل تعویض با conniving است.

Common. Planning secret harmful actions, often interchangeable with conniving.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000