conning

con·ning/ˈkɒnɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): connedpast participle (مفعولی): conned-ing (حال): conning3rd (سوم): cons

فعل — فریب دادن

فریب دادنکلاهبرداری کردن

فریب دادن یا گول زدن کسی

Deceiving or tricking someone

«او مردم را فریب می‌داد تا پول بگیرد.»

He was conning people out of money.

«فریب دادن دیگران نادرست است.»

Conning others is dishonest.

تفاوت با واژه‌های مشابه
scammingکلاهبرداری کردن

غیررسمی. معنای مشابه ولی معمولاً به جرم مالی اشاره دارد.

Informal. Similar meaning but often implies a financial crime.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000