scamming

scam·ming/ˈskæmɪŋ/
scamfraud or swindle-ingpresent participle
verb (فعل)commonpast (گذشته): scammedpast participle (مفعولی): scammed-ing (حال): scamming3rd (سوم): scams

فعل — کلاهبرداری کردن

کلاهبرداری کردنفریب دادن

شرکت در نقشه‌های کلاهبردارانه برای فریب دادن دیگران و گرفتن پول.

engaging in fraudulent schemes to cheat others out of money.

«او در اینترنت در حال کلاهبرداری از مردم بود.»

He was caught scamming people online.

«کلاهبرداری به یک جرم رایج اینترنتی تبدیل شده است.»

Scamming has become a common internet crime.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fraudکلاهبرداری

رایج؛ فریب غیرقانونی برای سود شخصی.

Common. Illegal deception for personal gain.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000