verb (فعل)commonpast (گذشته): scammedpast participle (مفعولی): scammed-ing (حال): scamming3rd (سوم): scams
فعل — کلاهبرداری کردن
کلاهبرداری کردنفریب دادن
شرکت در نقشههای کلاهبردارانه برای فریب دادن دیگران و گرفتن پول.
engaging in fraudulent schemes to cheat others out of money.
«او در اینترنت در حال کلاهبرداری از مردم بود.»
“He was caught scamming people online.”
«کلاهبرداری به یک جرم رایج اینترنتی تبدیل شده است.»
“Scamming has become a common internet crime.”