scaly

sca·ly/ˈskeɪli/
scalesmall flat rigid plates on skin-ycharacterized by or covered with
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): scaliersuperlative (عالی): scaliest

صفت — پوشیده از فلس

پوشیده از فلسپوسته پوسته

مملو از فلس یا مشابه آن، اغلب با بافت خشن یا پوسته پوسته.

Covered with or resembling scales, often rough or flaky in texture.

«پوست خزنده خشک و پوشیده از فلس بود.»

The reptile's skin was dry and scaly.

«ناحیه‌های پوسته‌پوسته روی بازوی او به دلیل تحریک ظاهر شدند.»

Scaly patches appeared on his arm due to irritation.

تفاوت با واژه‌های مشابه
flakyپوسته پوسته

متداول. ظاهر بافت مشابه ولی flaky بر جدا شدن یا پوسته‌پوسته بودن تاکید دارد.

Common. Similar textured appearance but flaky emphasizes loose or peeling parts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000