در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
فردی شیطون و بازیگوش، به ویژه کودک. (اغلب به شوخی استفاده میشود)
A mischievous or rascally person, especially a child. (Often used playfully)
«آن کودک شیطون قبل از شام در حال دزدکی خوردن کلوچه دستگیر شد.»
“The little scallywag was caught sneaking cookies before dinner.”
«پدربزرگم وقتی جوان بودم همیشه مرا شیطان صدا میکرد.»
“My grandfather always called me a scallywag when I was young.”
رایج. مشابه 'scallywag'، اغلب برای کودکان شیطون استفاده میشود. 'Scallywag' میتواند حس دوستداشتنیتر یا قدیمیتری داشته باشد. 'او یک کمی شیطان است' درست است، 'او یک شیطان وحشتناک است' هم درست است، اما 'scallywag' معمولاً شیطنت شوخطبعانه را میرساند.
Common. Similar to 'scallywag', often used for mischievous children. 'Scallywag' can carry a slightly more endearing or old-fashioned feel. 'He's a little rascal' works, 'He's a terrible rascal' also works, but 'scallywag' usually implies playful mischief.
ادبی/غیررسمی. میتواند به فردی نادرست یا بیاصول اشاره کند، اما همچنین به شیطنت شوخطبعانه نیز اشاره دارد. 'Scallywag' تقریباً منحصراً شوخطبعانه است، در حالی که 'rogue' میتواند بار معنایی تاریکتری داشته باشد.
Literary/Informal. Can imply someone dishonest or unprincipled, but also playfully mischievous. 'Scallywag' is almost exclusively playful, while 'rogue' can have a darker connotation.