scales

/skeɪlz/
1noun (اسم)commonplural (جمع): scales

اسم — ترازو

ترازوکفه ترازو

ابزارهایی که برای اندازه‌گیری وزن یا جرم استفاده می‌شوند.

Devices used to measure weight or mass.

«او روی ترازو ایستاد تا وزنش را چک کند.»

She stepped on the scales to check her weight.

«بازار برای وزن کردن میوه‌ها از ترازو استفاده می‌کند.»

The market uses scales to weigh fruits.

2noun (اسم)commonplural (جمع): scales

اسم — پوسته ماهی

پوسته ماهی فلس

صفحات نازک و تخت که پوست ماهی‌ها و خزندگان را می‌پوشانند.

Thin, flat plates that cover fish and reptiles' skin.

«فلس‌های ماهی در نور آفتاب می‌درخشیدند.»

The fish's scales shimmered in the sunlight.

«مارها به طور دوره‌ای فلس‌های خود را می‌اندازند.»

Snakes shed their scales periodically.

تفاوت با واژه‌های مشابه
platesصفحات

روزمره. اصطلاح عمومی برای قطعات صاف؛ کمتر خاص است.

Everyday. General term for flat pieces; less specific.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000