scald

/skɔːld/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): scaldedpast participle (مفعولی): scalded-ing (حال): scalding3rd (سوم): scalds

فعل — سوزاندن

سوزاندنداغ کردنزخم به خاطر سوختگی

سوختن پوست یا سطح چیزی با مایع یا بخار داغ.

To burn the skin or surface of something with hot liquid or steam.

«مواظب باش با آب داغ خودت را نسوزانی.»

Be careful not to scald yourself with hot water.

«او قبل از اضافه کردن به دستور پخت، شیر را داغ کرد.»

She scalded the milk before adding it to the recipe.

تفاوت با واژه‌های مشابه
burnسوزاندن

متداول. 'burn' عمومی‌تر است؛ 'scald' مخصوص سوختگی با مایع یا بخار داغ است.

Common. 'Burn' is general for heat damage; 'scald' specifically means burning by hot liquid or steam.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): scalds

اسم — سوختگی

سوختگیزخم حرارتی

زخمی که ناشی از سوختگی با مایع یا بخار داغ است.

An injury or burn caused by hot liquid or steam.

«او از کتری سوختگی حرارتی دست داشت.»

He suffered a scald on his hand from the kettle.

«سوختگی‌های حرارتی نیاز به خنک کردن فوری برای جلوگیری از آسیب دارند.»

Scalds require immediate cooling to prevent damage.

تفاوت با واژه‌های مشابه
burnسوختگی

متداول. 'burn' کلی‌تر است، 'scald' مخصوص سوختگی با مایع یا بخار داغ است.

Common. 'Burn' is a broader term; 'scald' specifically refers to burns by hot liquid or steam.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000