scallop

scal·lop/ˈskɒləp/
1noun (اسم)commonplural (جمع): scallops

اسم — صدف دریایی

صدف دریاییکالمر

نوعی صدف دریایی خوراکی با پوسته‌های مرواریدی شکل که معمولاً به عنوان غذا مصرف می‌شود.

A type of edible marine bivalve mollusk with fan-shaped shells, often eaten as seafood.

«ما شام صدف دریایی کبابی خوردیم.»

We had grilled scallops for dinner.

«صدف دریایی یک غذای محبوب دریایی است.»

Scallops are a popular seafood dish.

2verb (فعل)formalpast (گذشته): scallopedpast participle (مفعولی): scalloped-ing (حال): scalloping3rd (سوم): scallops

فعل — برش لبه‌ی موج‌دار

برش لبه‌ی موج‌دارشکل دادن موج‌دار

برش یا شکل دادن با مجموعه‌ای از انحناها یا برآمدگی‌ها شبیه پوسته صدف دریایی.

To cut or shape with a series of curves or notches resembling a scallop shell.

«کناره پارچه را به شکل موج‌دار برید.»

She scalloped the edge of the fabric.

«کیک برای تزئین به صورت موج‌دار شکل داده شد.»

The cake was scalloped for decoration.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000