در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
توانایی یا آزادی عمل کسی یا چیزی را محدود کردن یا از انجام کاری بازداشتن.
To severely restrict the scope, extent, or activity of something or someone.
«کاهش بودجه توانایی ما را برای استخدام کارکنان جدید محدود خواهد کرد.»
“Budget cuts will constrain our ability to hire new staff.”
«او احساس میکرد که توسط انتظارات اجتماعی محدود شده است.»
“She felt constrained by social expectations.”
کسی را به انجام کاری وادار کردن یا به زور مجبور کردن در اثر فشار یا شرایط.
To compel or force someone to do something by applying pressure or circumstances.
«او مجبور شد اشتباهش را بپذیرد.»
“He was constrained to admit his error.”
«مشکلات اقتصادی آنها را مجبور کرد که خانهشان را ترک کنند.»
“Economic hardship constrained them to leave their home.”