oblige

o·blige/əˈblaɪdʒ/
verb (فعل)formalpast (گذشته): obligedpast participle (مفعولی): obliged-ing (حال): obliging3rd (سوم): obliges

فعل — دست‌یاری کردن

دست‌یاری کردنمساعدت کردن

انجام دادن کاری به عنوان لطف یا کمک با برآوردن نیاز یا درخواست.

To do something as a favor or to be helpful by fulfilling a need or request.

«می‌توانی لطف کنی و پنجره را ببندی؟»

Could you oblige me by closing the window?

«او مجبور بود در جلسه شرکت کند.»

He was obliged to attend the meeting.

تفاوت با واژه‌های مشابه
helpکمک کردن

رایج. اصطلاح کلی برای کمک، اغلب با oblige در کمک‌های اجتماعی قابل تعویض است.

Common. General term for assistance, used interchangeably often with oblige in social favors.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000