در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به صورتی که سزاوار تحقیر باشد؛ به شکل منفورانه.
In a way that deserves contempt; despicably.
«او با دروغ گفتن به دوستانش به طرز حقیرانهای رفتار کرد.»
“He acted contemptibly by lying to his friends.”
«رفتار به عنوان خودخواهانه و حقیرانه محکوم شد.»
“The behavior was condemned as contemptibly selfish.”