verb (فعل)formalpast (گذشته): convalescedpast participle (مفعولی): convalesced-ing (حال): convalescing3rd (سوم): convalesces
فعل — بهبود یافتن
بهبود یافتندوره نقاهت را گذراندن
در حال بهبودی و بازگشت سلامتی پس از بیماری یا درمان پزشکی.
(present participle) Recovering health and strength after illness or medical treatment.
«بعد از عمل جراحی در خانه دوره نقاهت را میگذراند.»
“She is convalescing at home after surgery.”
«هفتهها در حال بهبودی از بیماری شدید بود.»
“He spent weeks convalescing from a serious illness.”
تفاوت با واژههای مشابه
recovering— در حال بهبودی
اصطلاح عمومی به معنی بازپسگیری سلامت؛ در بسیاری از موارد قابل تعویض.
General term meaning regaining health; interchangeable in many contexts.