convalesced

con·va·lesced/ˌkɒnvəˈlɛst/
con-intensivevalesceto become strong
verb (فعل)formalpast (گذشته): convalescedpast participle (مفعولی): convalesced-ing (حال): convalescing3rd (سوم): convalesces

فعل — بهبود یافت

بهبود یافتشفا یافت

گذشته فعل «بهبود یافتن» از بیماری یا آسیب.

Past tense of 'convalesce'; to recover health after illness or injury.

«او پس از جراحی به آرامی بهبود یافت.»

She convalesced slowly after surgery.

«او به مدت دو هفته در خانه بهبود یافت.»

He convalesced at home for two weeks.

تفاوت با واژه‌های مشابه
recoveredبهبود یافته

رایج است. در زمینه بازیابی سلامت قابل تعویض است.

Common. Interchangeable in general health recovery contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000