در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
باعث کبودی یا آسیب با ضربه یا نیروی غیرتیز شدن.
Causing bruises or injuring by impact or blunt force.
«سقوط به شدت باعث کبود شدن پاهای او شد.»
“The fall was contusing his legs badly.”
«آسیبهای کبودی نیاز به مراقبت مناسب دارند.»
“Contusing injuries need proper care.”
رایج است. معنی مشابه مربوط به ایجاد کبودی پوست.
Common. Similar meaning related to causing skin bruises.