conundrum

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

con·un·drum/kəˈnʌndrəm/
noun (اسم)commonplural (جمع): conundrums

اسم — معما

معمامسئله پیچیده

مسئله یا سوال گیج‌کننده و سخت

A confusing and difficult problem or question

«معما همه دانشمندان را گیج کرد.»

“The conundrum confused all the scientists.”

«پیدا کردن شغل در آن شهر مسئله پیچیده‌ای است.»

“Finding a job in that city is a conundrum.”

تفاوت با واژه‌های مشابه
puzzle— معما

رایج. مشابه ولی گاهی کمتر جدی.

Common. Similar but can be less serious.

riddle— چیستان

رایج. معمولا سوالی با هدف حل شدن.

Common. Often a question intended to be solved.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000