convalescent

con·va·les·cent/ˌkɒnvəˈlɛsənt/
con-with, togethervalescentgrowing strong or well
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more convalescentsuperlative (عالی): most convalescent

صفت — بهبود یافته

بهبود یافتهدر حال بهبودی

در حال بهبود یافتن سلامت پس از بیماری یا درمان پزشکی.

Recovering health after an illness or medical treatment.

«او پس از عمل جراحی در حال بهبودی است.»

She is convalescent after surgery.

«بیمار در حال بهبودی از بیمارستان مرخص شد.»

The convalescent patient was discharged from the hospital.

تفاوت با واژه‌های مشابه
recoveringبهبود یافته

رایج. اصطلاح کلی برای به دست آوردن سلامت.

Common. General term for regaining health.

healingدر حال شفا

رایج. تأکید بر روند بهبودی.

Common. Emphasizes the process of getting better.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000