convivial

/kənˈvɪviəl/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more convivialsuperlative (عالی): most convivial

صفت — شاد

شادگرم و دوستانهمیهمانی‌دار

فضا یا رویدادی دوستانه، شاد و دل‌پذیر.

Friendly, lively, and enjoyable atmosphere or event.

«آن‌ها از مهمانی شام دوستانه لذت بردند.»

They enjoyed a convivial dinner party.

«فضا در جشنواره شاد و دوستانه بود.»

The atmosphere at the festival was convivial.

تفاوت با واژه‌های مشابه
friendlyدوستانه

روزمره؛ فضای اجتماعی مثبت و دوستانه.

Everyday; generally positive social atmosphere.

festiveجشن‌آمیز

رسمی یا غیررسمی؛ مرتبط با فضای جشن.

Formal or informal; related to celebration mood.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000