cooky

cook·y/ˈkʊki/
noun (اسم)informalplural (جمع): cookies

اسم — کوکی

کوکیبیسکویت

املای غیررسمی 'کوکی'، شیرینی کوچک، تخت و پخته شده.

An informal spelling of 'cookie', a small, flat, sweet baked good.

«او برای مهمانی چند کوکی خوشمزه پخت.»

She baked some delicious cooky for the party.

«مادربزرگم همیشه یک شیشه پر از کوکی داشت.»

My grandma always had a jar full of cooky.

تفاوت با واژه‌های مشابه
biscuitبیسکویت

روزمره. در انگلیسی بریتانیایی، 'biscuit' معادل 'cookie' آمریکایی است. در انگلیسی آمریکایی، 'biscuit' به یک ماده غذایی شور و نان‌مانند اشاره دارد. در بافت‌های انگلیسی بریتانیایی با 'کوکی' قابل تعویض است، اما در آمریکایی نه. 'I ate a biscuit' (بریتانیا: کوکی، آمریکا: نان).

Everyday. In British English, 'biscuit' is the equivalent of American 'cookie'. In American English, 'biscuit' refers to a savory, bread-like item. Interchangeable with 'cookie' in British English contexts, but not American. 'I ate a biscuit' (UK: cookie, US: bread).

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000