1noun (اسم)common
اسم — آشپزی
آشپزی
فعالیت آمادهسازی و گرم کردن غذا.
The activity of preparing and heating food.
«من عاشق آشپزی سالم هستم.»
“I love healthy cooking.”
«آشپزی او همیشه خوشمزه است.»
“His cooking is always delicious.”
تفاوت با واژههای مشابه
cuisine— غذا
رسمی/فنی. «غذا» به سبک یا روش آشپزی اشاره دارد که اغلب با منطقه یا فرهنگ خاصی مرتبط است (مانند غذای فرانسوی). «آشپزی» فعالیت عمومی است.
Formal/Technical. 'Cuisine' refers to a style or method of cooking, often associated with a particular region or culture (e.g., French cuisine). 'Cooking' is the general activity.
2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more cookingsuperlative (عالی): most cooking
صفت — پختنی
پختنیمربوط به آشپزی
برای آشپزی استفاده میشود؛ مناسب برای پخته شدن.
Used for cooking; suitable for being cooked.
«ما به مقداری روغن پخت و پز نیاز داریم.»
“We need some cooking oil.”
«اینها سیبهای خوبی برای پختن هستند.»
“These are good cooking apples.”