در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
هنر یا مهارت آماده کردن غذا با پختن.
The art or practice of cooking food.
«او هنر آشپزی را برای سرآشپز شدن یاد گرفت.»
“She studied cookery to become a chef.”
«کتاب تکنیکهای پایه آشپزی را توضیح میدهد.»
“The book explains basic cookery techniques.”
رایج. بخصوص در موقعیتهای غیررسمی که به هنر آشپزی اشاره دارد قابل جایگزینی با cookery است.
Common. Interchangeable with 'cookery' especially in casual contexts referring to the act or skill of preparing food.