در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
پارچهای ضخیم از جنس پنبه با الگوی راهراه موازی.
A thick cotton fabric with a pattern of parallel cords or ridges.
«او کت ساختهشده از پارچه کُردروی پوشیده بود.»
“He wore a jacket made of corduroy.”
«کُردروی گرم و بادوام است.»
“Corduroy is warm and durable.”