در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
ابزاری با میله فلزی مارپیچ برای بیرون کشیدن چوبپنبه از بطریها.
A tool with a spiral metal rod used to remove corks from bottles.
«او برای بازکردن بطری شراب از پیچگوشتی چوبپنبهکِش استفاده کرد.»
“She used a corkscrew to open the wine bottle.”
«پیچگوشتی چوبپنبهکش روی میز آشپزخانه است.»
“The corkscrew is on the kitchen table.”