corked
/kɔːrkt/
corka stop made of cork used to seal bottles-edpast participle or adjective form
adjective (صفت)common
صفت — مهر و مومشده با چوب پنبه
مهر و مومشده با چوب پنبه
با درپوشِ چوب پنبهای بسته شده، معمولاً در مورد بطریها.
Sealed with a cork, often referring to bottles.
«بطری شراب بهطور محکم با چوب پنبه بسته شده بود.»
“The wine bottle was corked tightly.”
«بعد از ریختن مقداری، بطری را با چوب پنبه بست.»
“She corked the bottle after pouring some.”
تفاوت با واژههای مشابه
sealed— مهر و مومشده
رایج. بطریها یا ظروفی که برای نگهداری محتویات بهخوبی بسته شدهاند.
Common. Bottles or containers closed tightly to preserve contents.