در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مردی که اهل کورنوال، یک شهرستان در جنوب غربی انگلستان است.
A man who is from Cornwall, a county in southwest England.
«آن مرد کورنوالی با لهجهای متمایز صحبت میکرد.»
“The Cornishman spoke with a distinctive accent.”
«او یک مرد کورنوالی مغرور بود که عمیقاً به میراث خود پیوند خورده بود.»
“He was a proud Cornishman, deeply connected to his heritage.”