در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به صورتی که مشابه، معادل یا مرتبط با چیزی دیگر باشد.
In a way that is similar, equivalent, or related to something else.
«با افزایش دما، فشار به صورت متناظر افزایش یافت.»
“As the temperature rose, the pressure increased correspondingly.”
«او برنامهاش را تنظیم کرد و به همین نسبت برنامههایش را تغییر داد.»
“She adjusted her schedule and correspondingly shifted her plans.”