corroborated

cor·rob·o·rat·ed/kəˈrɒb.ə.reɪ.tɪd/
verb (فعل)formalpast (گذشته): corroboratedpast participle (مفعولی): corroborated-ing (حال): corroborating3rd (سوم): corroborates

فعل — تأیید شده

تأیید شدهمورد تأیید قرار گرفته

تأیید یا حمایت شدن با شواهد یا قدرت

confirmed or supported with evidence or authority

«حجت او توسط شاهد تأیید شد.»

Her alibi was corroborated by the witness.

«داده‌ها نظریه ما را تأیید کردند.»

The data corroborated our theory.

تفاوت با واژه‌های مشابه
confirmedتأیید شده

متداول است. وقتی شواهد یک گزاره را تایید می‌کند به کار می‌رود.

Common. Used when evidence supports a statement or fact.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000