cotton
اسم — پنبه
مادهای نرم، سفید و فیبری که دانه گیاه پنبه را احاطه کرده و به عنوان الیاف نساجی و برای پر کردن استفاده میشود.
A soft white fibrous substance that surrounds the seeds of a tropical and subtropical plant and is used as a textile fiber and for stuffing.
«این پیراهن از صددرصد پنبه ساخته شده است.»
“This shirt is made of 100% cotton.”
«او از پد پنبهای برای پاک کردن آرایشش استفاده کرد.»
“She used cotton balls to remove her makeup.”
تفاوت با واژههای مشابه
غیررسمی. میتواند به هر ماده سبک، نرم و فیبری اشاره کند که اغلب زائد محسوب میشود. 'گلولههای گرد و غبار از کرک تشکیل شدهاند.' 'پنبه' یک فیبر گیاهی خاص است.
Informal. Can refer to any light, soft, fibrous material, often considered waste. 'Dust bunnies are made of fluff.' 'Cotton' is a specific plant fiber.
رایج. به الیاف ریز، اغلب از پنبه، که از لباس جدا میشوند یا جمع میشوند اشاره دارد. 'فیلتر پرز را تمیز کنید.' کمتر به ماده خام مربوط میشود.
Common. Refers to tiny fibers, often from cotton, that come off clothing or accumulate. 'Clean the lint filter.' Less about the raw material.