fluff

/flʌf/
1noun (اسم)common

اسم — پَرک

پَرککرکالیاف نرم

مواد سبک و نرم مانند الیاف یا تکه‌های کوچک پارچه یا مو

Light soft material, such as fibers or small pieces of fabric or hair

«ژاکت پوشیده شده از پرز بود.»

The jacket was covered in fluff.

«او پرزهای لباسش را زدود.»

She removed the fluff from her sweater.

تفاوت با واژه‌های مشابه
lintپرز لباس

رایج. معمولاً به الیاف کوچک روی لباس اشاره دارد.

Common. Usually refers to small fibers on fabric surfaces.

fiberالیاف

واژه کلی برای تکه‌های نازک مواد، کمتر خاص به fluff.

General term for thin pieces of material, less specific to loose fluff.

2verb (فعل)informalpast (گذشته): fluffedpast participle (مفعولی): fluffed-ing (حال): fluffing3rd (سوم): fluffs

فعل — اشتباه کردن

اشتباه کردنگند زدن

اشتباه کردن یا کاری را کمی خراب کردن؛ به‌خوبی انجام ندادن

To make a mistake or fail slightly; to handle carelessly

«او واقعاً ارائه را خراب کرد.»

He really fluffed the presentation.

«دیالوگ‌هایتان را در نمایش اشتباه نکنید.»

Don’t fluff your lines in the play.

تفاوت با واژه‌های مشابه
blunderاشتباه فاحش

رسمی‌تر و به معنی اشتباه جدی‌تر از fluff به عنوان فعل.

More formal and serious mistake than fluff as verb.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000