fluey

flu·ey/ˈfluːi/
fluinfluenza-yresembling, tending to
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): more flueysuperlative (عالی): most fluey

صفت — آنفلوآنزایی

آنفلوآنزاییسرماخورده

داشتن علائم سرماخوردگی شدید یا آنفلوآنزا؛ شبیه به آنفلوآنزا.

Having or resembling the symptoms of influenza or a bad cold.

«امروز کمی آنفلوآنزایی هستم، با گلودرد و سردرد.»

I'm feeling a bit fluey today, with a sore throat and headache.

«او کمی سرماخورده به نظر می‌رسد؛ شاید باید به خانه برود.»

She looks a bit fluey; maybe she should go home.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sicklyبیمارگونه

رایج. اصطلاح عمومی برای احساس ناخوشی. اگر ماهیت دقیق بیماری مهم نباشد، می‌تواند جایگزین 'fluey' شود، اما 'fluey' به طور خاص علائم شبیه آنفلوآنزا را مشخص می‌کند.

Common. General term for feeling unwell. Can replace 'fluey' if the exact nature of the illness isn't crucial, but 'fluey' specifies flu-like symptoms.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000