fluently

flu·ent·ly/ˈfluːəntli/
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): fluentposition (جایگاه): end

قید — روان

روانفصیحانه

به طریقی روان، بدون سختی و با تسلط خوب (خصوصاً درباره زبان).

In a way that is smooth, effortless, and with good command (especially of language).

«او انگلیسی را روان صحبت می‌کند.»

She speaks English fluently.

«بعد از سال‌ها تمرین، او روان می‌خواند.»

He reads fluently after years of practice.

تفاوت با واژه‌های مشابه
smoothlyروان

معمولی. وقتی بر عملکرد یا گفتار بدون زحمت تاکید شود قابل جایگزینی است.

Common. Interchangeable when emphasizing effortless, clear performance or speech.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000