couching

couch·ing/ˈkaʊtʃɪŋ/
verb (فعل)formalpast (گذشته): couchedpast participle (مفعولی): couched-ing (حال): couching3rd (سوم): couches

فعل — بیان کردن

بیان کردنمخفیانه گفتن

بیان چیزی به شیوه‌ای خاص، معمولاً با احتیاط یا غیرمستقیم.

Expressing something in a particular way, especially carefully or indirectly.

«او نقدش را به‌صورت محتاطانه بیان می‌کرد.»

He was couching his criticism carefully.

«مظنون به صورت مودبانه بیان شده بود.»

The complaint was couched in polite terms.

تفاوت با واژه‌های مشابه
phrasingبیان کردن

رایج. وقتی منظور بیان جملات یا کلمات خاص است قابل جایگزینی است.

Common. Often interchangeable when referring to particular wording.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000