verb (فعل)formalpast (گذشته): couchedpast participle (مفعولی): couched-ing (حال): couching3rd (سوم): couches
فعل — بیان شده
بیان شدهصورت بندی شده
بیان شده یا به گونهای خاص شکل داده شده باشد.
Expressed or phrased in a particular way.
«درخواست او به عباراتی مودبانه بیان شد.»
“His request was couched in polite terms.”
«او نگرانیهایش را با دقت بیان کرد.»
“She couched her concerns carefully.”
تفاوت با واژههای مشابه
phrased— صورت بندی شده
رایج. وقتی به معنای بیان شدن در کلمات باشد، جایگزین couched میشود.
Common. Interchangeable with 'couched' when meaning expressed in words.