در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دارای بافت نرم و پفمانند شبیه پنبه.
Having a soft, fluffy texture similar to cotton.
«ابرها در آسمان ضخیم و پنبهای شکل بودند.»
“The clouds were thick and cottony in the sky.”
«او یک شال نرم و پنبهای دور گردنش داشت.»
“She wore a cottony scarf around her neck.”
رایج. بر نرمی و سبکی مانند پنبه تاکید دارد، اغلب در توصیف بافت قابل جایگزینی است.
Common. Emphasizes lightness and softness like cotton, often interchangeable in description of texture.