courted

court·ed/ˈkɔːrtɪd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): courtedpast participle (مفعولی): courted-ing (حال): courting3rd (سوم): courts

فعل — خواستگاری کردن

خواستگاری کردندلربایی کردن

برای جلب علاقه یا محبت کسی، به‌ویژه در زمینه عاشقانه تلاش کردن

Sought the affection or favor of someone, especially romantically

«او ماه‌ها برای جلب توجه او تلاش کرد تا ازدواج کنند.»

He courted her for months before they married.

«کسب‌وکار به دقت سرمایه‌گذاران را جذب می‌کرد.»

The company courted investors carefully.

تفاوت با واژه‌های مشابه
wooedدلربایی کردن

رسمی. در زمینه عاشقانه و لحن رسمی قابل جایگزینی با courted است.

Formal. Interchangeable with 'courted' mainly in romantic contexts with a formal tone.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000