در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مرتبط با پسرعمو یا دخترعمو؛ نشانگر محبت یا رفتار خانوادگی بین پسرعموها و دخترعموها.
Relating to or characteristic of a cousin; showing familial affection or behavior among cousins.
«رابطه پسرعمویی آنها با گذر زمان قویتر شد.»
“Their cousinly bond grew stronger over the years.”
«آنها در دیدار خویشاوندانه علاقه نشان دادند.»
“They shared cousinly affection during the reunion.”