cousin

cous·in/ˈkʌzən/
noun (اسم)commonplural (جمع): cousins

اسم — پسرعمو

پسرعمودخترعموپسرخالهدخترخالهپسرداییدختردایی

فرزند خاله، عمه، عمو یا دایی کسی.

A child of one's aunt or uncle.

«پسرخاله‌ام هفته آینده به دیدن می‌آید.»

My cousin is coming to visit next week.

«او با دخترعموهایش در یک خانواده بزرگ بزرگ شد.»

She grew up with her cousins in a big family.

تفاوت با واژه‌های مشابه
kinخویشاوند

رسمی/کلی. یک اصطلاح بسیار کلی برای اعضای خانواده. 'تمام خویشاوندان من نزدیک زندگی می‌کنند.' 'Cousin' نوع خاصی از 'kin' است. وقتی به یک فرد مشخص نیاز است، جایگزین نمی‌شود.

Formal/General. A very general term for family members. 'All my kin live nearby.' 'Cousin' is a specific type of 'kin'. Not interchangeable when specificity is needed.

relativeفامیل

رایج/کلی. یک اصطلاح گسترده‌تر برای هر عضو خانواده. 'خاله، عمو، پسرعمو' همه 'فامیل' هستند. 'Cousin' نوع خاصی از 'relative' است.

Common/General. A broader term for any family member. 'Aunt, uncle, cousin' are all 'relatives'. 'Cousin' is a specific type of 'relative'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000