cowered

/ˈkaʊərd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): coweredpast participle (مفعولی): cowered-ing (حال): cowering3rd (سوم): cowers

فعل — خشک شدن از ترس

خشک شدن از ترسخزیدن

گذشته فعل پرهیز کردن: در اثر ترس خم شدن یا خزیدن.

Past tense of cower: to crouch down in fear.

«وقتی صدای عجیبی شنید پشت در خزید.»

He cowered behind the door when he heard the noise.

«کودک از دیدن سگ ترسید و خزید.»

The child cowered at the sight of the dog.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cringedترسیدن

رایج. معنای مشابه ولی معمولاً تأکید بر عقب‌نشینی دارد.

Common. Similar meaning but often emphasizes shrinking back.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000