در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
زنگی که به گردن گاوها آویزان میشود تا موقعیت آنها را مشخص کند، یا زنگ مشابهی که به عنوان ساز کوبهای استفاده میشود.
A bell hung around the neck of cattle, used to locate them, or a similar bell used as a percussion instrument.
«صدای دوردست زنگ گاو در دره پیچید.»
“The distant sound of a cowbell echoed through the valley.”
«نوازنده درام یک سولو کاو بل به آهنگ اضافه کرد.»
“The drummer added a cowbell solo to the song.”