covets

cov·ets/ˈkʌvɪts/
co-together, intenselyvetdesire
verb (فعل)formalpast (گذشته): covetedpast participle (مفعولی): coveted-ing (حال): coveting3rd (سوم): covets

فعل — حسرت خوردن

حسرت خوردنآرزوی داشتن چیزی که دیگران دارند

آرزو دارد چیزی را که متعلق به دیگری است به دست آورد (شکل سوم شخص مفرد حال)

Yearns to possess something that belongs to someone else (third person singular present)

«او به ماشین جدید همسایه‌اش حسرت می‌خورد.»

He covets his neighbor's new car.

«او آرزوی شهرتی را دارد که دیگران به دست آورده‌اند.»

She covets the fame that others have achieved.

تفاوت با واژه‌های مشابه
desiresآرزو کردن

کلی اما نرم‌تر از covet که حس حسادت یا ریاکاری را می‌رساند.

General but softer than covet, which implies envy or jealousy.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000