crackpot

crack·pot/ˈkrækˌpɑːt/
noun (اسم)informalplural (جمع): crackpots

اسم — آدم عجیب

آدم عجیببی‌عقل

شخصی که افکار یا رفتارهای عجیب و غیرعادی دارد.

A person with strange or eccentric ideas or behavior.

«او توسط همسایه‌هایش آدم عجیبی به حساب می‌آید.»

He's considered a crackpot by his neighbors.

«به آدم‌های عجیب که شایعات پخش می‌کنند گوش نده.»

Don't listen to crackpots spreading rumors.

تفاوت با واژه‌های مشابه
eccentricعجیب و غریب

غیررسمی. معنی نزدیک اما کمتر منفی؛ بسته به لحن قابل جایگزینی است.

Informal. Similar meaning but less negative; interchangeable depending on tone.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000