crackle
فعل — صدای ترک ترک کردن
صدای ترد و کوتاه دادن، مثل وقتی چیزی در حال شکستن یا سوختن است.
To make a series of short sharp noises such as when something is breaking or burning.
«آتش در شومینه جرجر کرد.»
“The fire crackled in the fireplace.”
«برگها زیر پایم ترک ترک کردند.»
“Leaves crackled under my feet.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. صدای ناگهانی ترک خوردن است، نه پیوسته.
Everyday. Similar sharp noise but often implies a single breaking sound rather than continuous.
متضادها
اسم — صدای ترک ترک
یک سری صداهای کوتاه و تیز مثل ترکهای کوچک یا صدای ترکیدن.
A series of short sharp sounds like small snaps or pops.
«روی رادیو صدای جرجر شنیده میشد.»
“There was a crackle of static on the radio.”
«صدای ترک ترک از چوب در حال سوختن آمد.»
“A crackle came from the burning wood.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. صداهای کوچک و تیز که شبیه ترک ترک است اما معمولاً تک و جداگانه.
Everyday. Small sharp noises similar to crackle but often singular or isolated.