criss

/krɪs/
verb (فعل)informalpast (گذشته): crissedpast participle (مفعولی): crissed-ing (حال): crissing3rd (سوم): crisses

فعل — حرکت به شکل ضربدر

حرکت به شکل ضربدر

حرکت رفت و برگشتی یا عبور متقاطع چندباره (معمولاً در عبارت 'criss-cross').

To move back and forth or cross repeatedly (usually in the phrase 'criss-cross').

«پرنده‌ها به صورت ضربدر از آسمان عبور کردند.»

The birds crissed across the sky.

«آن‌ها در زمین به صورت رفت و برگشت حرکت کردند.»

They crissed back and forth on the field.

تفاوت با واژه‌های مشابه
zigzagزیگزاگ رفتن

غیررسمی. همان حرکت رفت و برگشتی را نشان می‌دهد.

Informal. Expresses similar back and forth movement.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000