zigzag

zig·zag/ˈzɪɡ.zæɡ/
noun (اسم)common

اسم — زیگزاگ

زیگزاگشکل زیگزاگی

الگو یا خطی با خم‌های تیز که جهت‌ها را به تناوب تغییر می‌دهد

a pattern or line with sharp turns alternating directions

«مسیر به صورت زیگزاگ به بالای تپه می‌رفت.»

The path followed a zigzag pattern up the hill.

«او یک خط زیگزاگ روی کاغذ کشید.»

He drew a zigzag line on the paper.

تفاوت با واژه‌های مشابه
serpentineمارپیچی

رسمی است و به مسیر مارپیچی مشابه زیگزاگ با خم‌های کمتر تیز اشاره دارد.

Formal. Refers to winding path, similar but less sharp turns than zigzag.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000