zigged

/zɪɡd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): ziggedpast participle (مفعولی): zigged-ing (حال): zigging3rd (سوم): zigs

فعل — زیگ زد

زیگ زدپیچید

گذشته فعل «زیگ»؛ انجام پیچشی تیز به یک طرف.

Past tense of 'zig'; made a sharp turn to one side.

«ماشین برای اجتناب از مانع سریع زیگ زد.»

The car zigged quickly to avoid the obstacle.

«او ابتدا به چپ زیگ زد و سپس به راست زاگ زد.»

He zigged left and then zagged right.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000