croaks

/krəʊks/
verb (فعل)commonpast (گذشته): croakedpast participle (مفعولی): croaked-ing (حال): croaking3rd (سوم): croaks

فعل — قُرقره کردن

قُرقره کردنصدا دادن

صدای خش‌دار و بم مانند قورباغه یا فرد با صدای گرفته ایجاد می‌کند.

Makes a low, rough sound like a frog or a person with a hoarse voice.

«قورباغه شب‌ها بلند قُرقره می‌کند.»

The frog croaks loudly at night.

«با صدایی گرفته هشدار داد.»

He croaked out a warning in a hoarse voice.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rattleتق‌تق کردن

غیررسمی. صدای خش‌دار و مکرر مشابه.

Informal. Similar rough sound, sometimes continuous.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000