crossbow

cross·bow/ˈkrɒsbəʊ/
crossperpendicular, intersectingbowweapon for shooting arrows
noun (اسم)commonplural (جمع): crossbows

اسم — کمان محوری

کمان محوریکمان نشابور

اسلحه‌ای با یک تیرک افقی روی بدنه برای پرتاب تیرهای مخصوص.

A weapon consisting of a horizontal bow mounted on a stock that shoots projectiles called bolts or quarrels.

«شکارچی با کمان محوری به هدف نشانه رفت.»

The hunter used a crossbow to aim at the target.

«کمان‌های محوری در جنگ‌های قرون وسطی استفاده می‌شدند.»

Crossbows were used in medieval warfare.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bowکمان

رایج. نوعی کمان است ولی کمان محوری متفاوت و آسان‌تر است.

Common. Similar category but a crossbow is mechanically different and easier to use.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000