crotch

/krɒtʃ/
noun (اسم)commonplural (جمع): crotches

اسم — کمر

کمرکشاله

ناحیه‌ای از بدن که پاها به تنه وصل می‌شوند

the area of the body where the legs join the torso

«او شلوارش را در ناحیه کشاله پاره کرد.»

He tore his pants at the crotch.

«زیپ نزدیک به کشاله خراب شد.»

The zipper broke near the crotch.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000