در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
صلیب مزین به مجسمه عیسی مسیح که به صلیب کشیده شده
A cross with a figure of Jesus Christ crucified on it
«او صلیب مسیحی را دور گردنش آویزان کرد.»
“He wore a crucifix around his neck.”
«صلیب مسیحی روی دیوار کلیسا آویزان بود.»
“The crucifix hung on the church wall.”
رایج. صلیب ساده بدون مجسمه عیسی؛ مرتبط اما متفاوت.
Common. A plain cross without the figure of Christ; related but different.