crucifixion

cru·ci·fix·ion/ˌkruː.sɪfˈɪk.ʃən/
cruci-crossfixto fasten-ionnoun suffix
noun (اسم)formal

اسم — صلیب‌کشی

صلیب‌کشیمصلوب شدن

اجرای اعدام کسی به وسیله میخ‌کردن یا بستن او به صلیب، که به خصوص با حضرت عیسی مرتبط است.

The act of executing someone by nailing or binding them to a cross, historically associated with Jesus Christ.

«صلیب‌کشی عیسی، محور باورهای مسیحیان است.»

The crucifixion of Jesus is central to Christian belief.

«او گزارش‌های تاریخی صلیب‌کشی را مطالعه کرد.»

He studied the historical accounts of crucifixion.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000