crux

/krʌks/
noun (اسم)common

اسم — نکته اصلی

نکته اصلیگره گشا

مهم‌ترین یا تعیین‌کننده‌ترین نکته در یک موضوع یا مشکل.

The most important or decisive point of an issue or problem.

«نکته اصلی بحث، صداقت است.»

The crux of the argument is honesty.

«او به سرعت نکته مهم مشکل را حل کرد.»

She solved the crux of the problem quickly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
essenceذات

رایج. کیفیت اصلی یا ذاتی؛ گاهاً قابل جایگزینی با crux.

Common. The central or essential quality, sometimes interchangeable with crux.

coreهسته

رایج. بخش مرکزی یا قلب چیزی؛ در زمینه‌های انتزاعی قابل جایگزینی.

Common. The central part or heart of something; often interchangeable in abstract contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000